تبليغاتX
قهوه اسپرسو

قهوه اسپرسو

خبرها و عکسهایی از هالیوود و ستارگانش

میدونین که من چقدر عشقه فیلم دارم ........ اما خداییش با چند تا از فیلمای ایرانی هم خاطراتی دارم خوب و بد......تا اونجا که یادمه همیشه با خودم فکر میکردم...........

گاهی باید با یک (نفس عمیق) درست (وقتی همه خوابیم) خواب دیدن را اغاز کنیم فقط برای اینکه یادمان نرود این (خاک اشنا) از خیلی قدیمترها خانه (باشو غریبه کوچک )و (قیصر )بوده .....رفاقتی که اگر (گوزنها) هم انرا میشناختند انتظار بیهوده ای نبود تحمل (شب یلدا) که انقدر طولانیست ....ان هم وقتی تنها جایی که برای رفیق مانده (بوتیک)است که ان هم صاحب ندارد.و ببخشید مرا که هنوز دوست دارم در (کما) برقصم که بابا به خدا من هنوز جوانم و مردم از بس (اعتراض) نکردم از ترس اینکه چون (متولد ماه مهر ) نیستم کسی باورم نمیکند..................اما همیشه (پرده اخر) مرا به وحشت میاندازد که مبادا (بوی کافور عطر یاس) را قاطی کنم با عطر (نرگس) هر چند در تمام زندگی انچه که در (زیر پوست شهر) میبینم با داستانهای (ننه گیلانه) یکی است.الهی برایت بمیرم (پری) که همیشه تنهایی ...اما نه...تو تنها نیستی بیا ...(سارا ) و (لیلا ) هم اینجایند و مهمان هم دارند اسمش (عروس اتش )است.اخ اخ اخ (مادر) خسته شدم از بس به جانت غرزدم.........................................اخر نمیفهمم برای چه انقدر خودم را محق میدانم که هر چه تلخی دارم روی تو بریزم !!!! انگار تمام دردهای مرا که از (شوکران) (اژانس شیشه ای) به جانم افتاده باید روی تو خالی کنم.گاهی یادم میرود که تو چقدر(بانو)هستی .... یکبار به دوستم گفتم که یادم رفته که (گاو) هم غمگین میشود وقتی که (سگ کشی )راه میافتد. همیشه نباید (اجاره نشینها) را ملامت کرد یرای این همه مسخرگی دنیا............................وای اگر به من نمیخندید باید اعتراف کنم هنوز زمزمه میکنم (سیاوش) را بدون خجالت در (ضیافت) خودم با خودم..................................نمیخواهم و نمیتوانم (اتش بس) بدهم به این (سوپر استار ) قلبم که انقدر خودش را سرکوب نکند بد نیست خوش بودن به خدا .(شاید وقتی دیگر) باز هم دلیلی پیدا شود برای  شادی (مردی شبیه باران)که میداند اصلا جایی در (زندان زنان)ندارد اما او هم میترسد اول ببرند بعد بپرسند. و بو میاید از (نسل سوخته) که تازه داشتند الفبا را یاد میگرفتند و به (میم مثل مادر)رسیده بودند.کاش (مارمولک) سری هم به (دل شکسته) (گناه من) میزد و او را میخنداند.خب کی گفته؟(ادمکها) نباید (مکس) کنند تا ادم شوند؟؟؟؟!!! برای اینکه قدرت پیدا کنند برای فوت کردن (شمعی در باد) در جشن تولد(ادم برفی) و من خوشحالم که ما اینجا (خون بازی )نداریم.....البته من از دختری هم که رو در خانه اش نوشته(من ترانه ۱۵ سال دارم )دعوت کردم با (مهمان مامان) به همان تولد که (قرمز) رنگ شد در (خانه ای روی اب)توی سرزمین (کنعان)................اما یکهو فکر کردم اگر بگیرندمان  وبرای ما (حکم) ببرند مثله (هامون) نشوم ! اما انبار دعوا سر (بودن و نبودن ) نیست.وای چه کنم ؟با این (بی پولی) (بایسیکل ران)که نمیگذارد حداقل سفر کنم به ان دورها تا پیدا کنم دفتر خاطراتی را که نوشته ام با (گلنار ) وجا گذاشته ام در (مدرسه موشها )یا (شهر موشها) یادم نیست خلاصه پیش کپل و ان جهانگرد است.اخر توش نوشته ام راز خندیدن فقط به مسخره کردن و مسخره شدن و مسخره بازی نیست این را هم (کلاه قرمزی و پسر خاله )یادم دادند................البته نباید فکر (مومیایی)شدن به سر کسی بزند بد بد است چون انوقت کسی دیگر به شما (شکلات )نمیدهد.

برای اخرین بار میپرسم :ایا بنده وکیلم؟؟؟؟؟.......برای چی؟.......هر چی...........نخیر ...........مرسی

یه روز از همین روزا تویه شب پا میزارم

تویه قاب لحظه ها عکس فردا میزارم

تا که خوبه خوب بشه زخمای دلواپسی

چی رو مرهم بکنم رویه زخمام بزارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لطفا نسخه های خود را در قسمت نظرات بنویسید نسبت به پیچاندن سریع انها در داروخانه اقدام میکنم.

خب اینها فیلمهایی بود که هرکدام برای من خاطره ای دارند خوب یا بد. و من دلخوشم به همین خاطره ها که یادم میاوردند عمری بر من گذشته. شاید بگویید که بعضی از این اثار ارزش دیدن ندارند.خب با کمال احترام به شما .......من اینها را دوست دارم و البته هستند کارهایی که هنوز ندیده ام و منتظر دیدنشان هستم.و ممنون تا بعد

 و در ضمن همین جا دوباره میگم متاسفانه نتونستم یکی از دوستان رو با نام(دورین) از طریق پست الکترونیکیش خبر کنم از همین جا معذرت میخوام و دعوتش میکنم:اپم ..................خب خب برگردیم سر کاره خودمون معرفی فیلمای عزیزم...........این بار از یکی از فیلمای بازیگر اخرین فیلمه پست قبلیم (پل واکر )شروع میکنم.

the death and life of bobby z

نه نه اصلا هول نشین همون بیگین (بابی زی) حله .البته اسم کاملش میشه(زندگی و مرگ بابی زی).اصلا ربطی به زورو و این جور چیزا اوممممممممم نداره.خلاصش کنم:

یکی بود و بازم یکی بود ........یه پسره خوشگله و کله خرابی بود (مامان مرده و بابا رفته) که وقتی ۱۳ سالش بود رفت یه خونه گیتار بدزده.. موقعه فرار پاش گیر کرد به اب پاش و افتاد و گیر افتاد و رفت زندانه نو جوانان ....از اونجا هم به خیابان .....بعد چند وقت رفت تو ارتش  اونجا هم رفت عراق و بعد هم زد تو گوشه یه کلنل عراقی بعد از ارتش اخراج شد و برگشت کشور شریفش (امریکا) یه روز رفت بستنی بخره به خیالش فروشنده هندی داره ۱۸ سنت سرش کلاه میزاره طرف رو له کرد ...رفت زندان ..رفیقش اومد با تضمین درش اورد ...تو راه خونه یارو رفت یه پمپ بنزین زد از قضا مامورا  اونجا بودن هر دو بازداشت و پسر خوشگله بد بختتر شد...........تو زندان کل کل میکردن یه مشت اوباشه موتور سوار با هاش ...یه ۵ ماهی بی خیالی سر کرد ...تا اخرش یه روز وسط دعوا شروع نشده با یه پلاک خرخره رییسشون رو زد .....وسط این هیگیر واگیر که دیگه رسما دخلش اومده بود ...یه پلیس سیاه  اومد و  بهش یه پیشنهاد داد.... اون اولش پرسید :باید برم دیدنه یه نفر؟؟؟ طرف گفت : نه باید بری جایه یه نفر ............باید بری جایه(بابی زی) ...چرا؟اخه بنا به دلایلی من باید اونو با یکی از دوستام معاوضه کنم و از شانس بعد از ۶ سال که پیداش کردم یه مشکل داره............مرده.

به همین سادگی و به همین خوشمزگی اقای (کرن)یعنی همون تیر انداز نیرو دریایی وسابقه داره بد شانسه ما میره ( بعد کمی اموزش) به جای یه قاچاقچی افسانه ای و خوش تیپ همه چی تمام و همه چی دار که .......................تازه اول ماجرا از اینجاست.و انتظار هم نداشته باشید که همش رو بتونم تعریف کنم فیلمه خوبیه برای یه شب با مزه.و در ضمن پیشه خودمون بمونه خیلی از خانوما بعد از دیدنه فیلم احساساتشون گل میکنه(از همه رقم احساسی ) پس کمکهای اولیه فراموش نشه ...مخصوصا قرصه قلب.

 

the private lives of pippa lee

نه نه فقط بگین :زندگی عادی پیپا لی کافیه.

خب چه انتظاری داشتی وفتی با خیانت وارد یک زندگی شدی خب بهت خیانت میکنن.اما نه تو هم حق داری اون شوهر  عاقلت هم حق داره (میترسه از مردن)یعنی همه حق دارن ....یعنی همه در هر حال به هر صورت حق دارن.یک عمر به هم دروغ میگین و تازه از دروغ بقیه میرنجیم!!!! اما بدترین نوعش اینه که ادم به خودش دروغ بگه .و البته میشه برای هر کاری و هر جنایتی دلیل اورد خب ما انسان متفکریم . و البته چیزی رو که خیلی دوست دارم نمایشه نحوه تغییر ادمها طبق شرایطه .

نه ولش کن داستان انقدر سادست که میشه تو دو خط تعریفش کرد اما انقدر خوب ساخته و پرداخته شده که حیفه نبینید. مونیکا بولچی و جولین مور شاهکارن و اما واما کیانو ریوز که نگو و نپرس

the rainmaker

خب حالا یه سر بریم به ساله ۱۹۹۷ که این فیلم ساخته شده ....البته ضرورتی هم نداره چون همین که یادم میاد این اقا پسر چه جوری طرفاش رو تو (هویت بورن) ناکار میکرد اون هم با هر چی که دم دستش بود .....از تماشای بازیش تو این فیلم بیشتر لذت میبرم ...مخصوصا وقتایی که مثله یه ادم خیلی خوب کتک میخورد (چه روحی چه روانی ) و همیشه دنباله بهترین راه بود .در افتادن با یه سیستم هنره ادمایی که هنوز ادم هستن.و اینکه چه طوری یه ادم معمولی پایین تر یه گله گردن کلفت رو به لجن میکشه (نتیجه مهم نیست اونا همیشه یه راه فرار دارن). به قول خودش:یه لات قسمم داد ویه رذل ضمانتم رو کرد ..اینجوری من وکیل شدم.

تو یه صحنه که روساش فرستادنش تا وکالت یه دختره رو (که مورد ضرب وجرح از طرف شوهرش قرار گرفته )تو هوا بقاپه ....تو اتق دختره تو بیمارستان ....ازش میپرسه :تو پدر یا برادی نداری؟؟ دختره گفت :چه طور؟؟؟؟؟ گفت:اخه من اگه یه خواهر داشتم که شوهرش اونو اینجوری به این روز  مینداخت ..............گردنش رو میشکستم...........دختره گفت :نه من کسی رو ندارم که ازم مراقبت کنه(اون فقط ۱۸ سالش بود ) .کل داستان رو نمیتون بگم اخه احساس میکنم به یه سناریو خوب خیانت میکنم.خب بازیگرهای خوب و کارگردانی حرفه ای و از همه مهمتر یه داستان با پرداخت مناسب از شما برای دیدن یه فیلم لذت بخش دعوت میکنن

surrogates

جانشین یا جایگزین درست نمیدونم هر جور که راهتین...خلاصه بروس ویلس و تجسم کنین دنیایی رو که همه تو خیابون یا تو محل کار بیرون تو زندگی مثله مانکنا خوش تیپ و همه چی تموم باشن .دقیقا شبیه همین رستورانای خودمون کی چیکار داره اون پشت اشپزا چه جورین اصلا میدونن چند وقتی هست که صابون اختراع شده !!! همین ظاهر خوب باشه  خوشگل باشه بسه دیگه.

خب تا بعد

+نوشته شده در شنبه 1388/09/07ساعت10:39 PMتوسط ستایش | |